فطری بودن پوشش:
حجاب
و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، دارای جایگاه خاصی است و یکی از دلایل
اساسی آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطری است. داستان حضرت آدم و حوا
نیز فطری بودن پوشش را اثبات می کند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای
مسیحیان نیز مقدس است) می خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت برای خوراک
نیکوست و به نظر، خوش نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه اش
گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی ایشان
باز شد و فهمیدند که عریان اند، پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای
خویشتنن ساختند...». بعد ادامه می دهد: «و آدم، زن خود را حوا نام نهاد،
زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند رخت ها برای آدم و زنش از پوست
بساخت و ایشان را پوشانید» (تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 8-6 و 21-20).
بر طبق این متن، آدم و حوا لباسی نداشتند و بعد از خوردن شجره
ممنوعه چشمشان باز شد و فهمیدند که عریان اند که بلافاصله با برگ درختان
خود را پوشاندند و بعدا خداوند لباسی از پوست به ایشان ارزانی داشت. در
قرآن کریم در مورد داستان حضرت آدم علیه السلام و حوا چنین آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة؛ آن
گاه که آدم و حوا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده
(عورتشان آشکار گردید) و به سرعت، با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند»
(سوره اعراف/ آیه 22 ).
در کتاب «حجاب در اسلام» آمده است: «گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و
اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج
داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب
به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و
کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از
پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به
صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند».
ویل دورانت که معمولا سعی می کند موارد برهنگی یا احیانا تزیینات و
آرایش های زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعی جلوه دهد، در
این مورد می گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با
البسه فاخر می آراستند، لکن به آنها اجازه نمی دادند که با سر عریان به
میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می
ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که
موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».
او در توصیف زنان
یهودی می گوید: «زندگی جنسی آنان علی رغم تعدد زوجات، به طرز شایان توجه،
منزه از خطایا بود. زنان آنان دوشیزگانی محجوب، همسرانی ساعی، مادرانی
پرزا، و امین بودند و از آنجا که زود وصلت می کردند، فحشا به حداقل، تخفیف
پیدا می کرد». در کتاب مقدس یهودیان، موارد متعددی یافت می شود که به طور
صریح و یا ضمنی، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تایید قرار
گرفته است. در برخی از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به کار رفته است که نشانگر
کیفیت پوشش زنان آن عصر است.
در مورد پوشش کامل در مقابل نامحرم در
«سفر پیدایش» تورات چنین می خوانیم: و رفقه، چشمان خود را بلند کرد و
اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد. زیرا که از خادم پرسید: این مرد کیست
که در صحرا به استقبال ما می آید؟ و خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود را
گرفته، خود را پوشانید، (سفر پیدایش، باب24، فقره 64 و 65). و در مورد عدم
تشبه مرد و زن به یکدیگر در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد
و مرد، لباس زن نپوشد، زیرا هرکه این کند، مکروه یهود (خدای تو) است»
(تورات، سفر تثنیه، باب 22، فقره5').
حال بايد پرسيد كه چرا جهان غرب با وجود توصيه اديان به حفظ حجاب و پوشش، به دنبال ترويج فحشا و بي عفتي است؟
جواب اين پرسش واضح و مبرهن است كه براي استثمار انسان ابزارهايي را به كار بگيرند كه نفس انساني طالب آن است و شهوت جنسي يكي از اين خواسته ها است. طرح جريان هاي مختلف فمينيستي به بهانه احقاق حقوق زن در راستاي همين استثمار است.
مگر زن يك متاع مورد معامله است كه براي هرزه گري و تطميع اميال مردان آفريده شده است كه با عرياني و خودنمايي اين ميل مردان را راضي كند.
غرب به دنبال اين هست كه در زنان وابستگي به بي عفتي و خودنمايي و در مردان وابستگي به شهوتراني ايجاد كند تا از همين راه منابع انساني آنها را غارت كند. در حالي كه تلاش اديان بر اين بوده كه انسان را به عفت و پوشيدگي كه خواستگاه فطري انسان بوده است دعوت كنند و اين دعوت فطري، دعوت به عزت و كرامت الاهي انسان است.
